سفره هفت سین جبهه

بچه ها تحویل سال/یادش بخیر شلمچه / چیده بودیم تو سفره/سربند و یک سر نیزه

بچه ها خیلی گشتن/تو جبهه سیب نداشتیم/به جای سیب تو سفره/کمپوتشو گذاشتیم

تو اون سفره گذاشتیم/ یه کاسه سکه و سنگ/سمبه به جای سنجد/یه سفره رنگارنگ

اما یه سین کم اومن/همه فکری رفتیم/مصمم و با خنده/همه یک صدا گفتیم

به جای هفتمین سین/تو سفره سر میذاریم/سر کمه هر چی داریم/پای رهبر میذاریم

                                                                                         ابوالفضل سپهر

دست نوسته ای از شهید مصطفی چمران

چمران

حدید و اشک

این منم ،چه معجون عجیبی

 

 

ادامه نوشته

الو. . . الو ! ! ! . . . .

الو ، از شهر خاکیا حرف می زنم !

صدامو می شنوید ؟

اینجا هوا خیلی پسِ . . . .

تو رو خدا قطع نکنید؛ الو ، الو . . .

این بار دیگه راست میگم ! . . .

شهدا؛ می شنوید؟! ؟!

بچه ها تنگی نفس گرفته ند! می فهمی ؟! اکسیژن می خوان !

اینجا هوا گرفته ست. . .

؛ کبوترای سپید دارن بال بال می زنن .

همگی در به در یه آسمون آبی ند !

کاری بکنید ، زود باشید دارن از دست می رن . . .

حاجی؛ تو یه کاری کن . . .

یک مشت هوای شیمیایی، از همونایی که واسه خودت یادگاری اُورده بودی؟ آره همونارو میگم. . .

واسه پایان انتظار، آغاز بدی نیست !؟

لااقل چهار تا ازون ترکش های ریز و درشت بفرست.

یا الله حاجی جون؛ دشمن تا نزدیکی قلبمون پیش اومده. . .

؛ پس چرا معطلی ؟ !

تو که با این منطقه آشنایی!؟ خودت چندبار قبلِ پرواز، گِراشو بِم دادی ! !

بسم الله . . . 

یه دونه از اون رمزای مشتی رو اعلام کن !! بی سیم دل همه بچه ها روشنه.

پس چرا هنوز وایسادی و مات حرفای منی ؟!

نذار نا امید بشن، بگو یا زهرا . . .

بگو حاجی جون ؛ همین یه راه بیشتر نمونده . . . !!!

جون خیبری ها ، جون اون کربلا چهاری ها . . .

حاجی تو رو جون والفجر هشتی ها یه یازهرا بگی کار ماهم تمومه ها. . .

راحتمون کن ! همه بریدن. . .

باور کنید این شهر جای زندگی نیست !!!  

آخه این بچه ها چه گناهی کردن که همش باید فاتحه خونِ این شهید و اون شهید باشن؟

همیشه باید یه چششون اشک باشه و یه چششون خون؛

این درستشه ؟ خسته شدیم به خدا . . .

بابا اصلا نوبتی ام باشه دیگه نوبتِ ما اِ . . .

این همه خجالت و شرمندگی و رو سیاهی بسمون نیست ؟

می خواید شکایتتونُ به . . . ؛

الو ، الو . . .  

ای بابا ! خداجون اینبارم قطع شد، بذار یه بار دیگه امتحان کنم . . .

شاید اینبار صدامو بشنون و کارو یه سره کنن.

اما . . . 

نه مثل اینکه بی فایده ست ! ! ! دوباره . . .

خدایا ! پس کی این گرۀ کور از کار ما باز میشه ؟

بازم باید تو قنوتامون ، تو سجده هامون بگیم ؟ باشه . . .

تجلی عشق

 به نام خدا وند لوح و قلم        

                                حقیقت نگار وجود از عدم

 

(ابنجا قلب قلب میسوزد اشک میجوشد  وجود خاکستر میشود و احساس سخن میگوید اینجا کسی چیزی نمیخواهد انتظاری ندارد ادعایی نمیکند فریاد زجه ای است که از سینه پر درد به آسمان طنین انداخته و سایه ای کمرنگ از آن فریاد ها بر این صفحات نقش بسته است چه زیباست راز و نیاز های درویشی دلسوخته و نا امید در نیمه های شب فریاد خروشان یک انقلابی از جان گزشته در دهان اژدهای مرگ.

چه خوش است دست از جهان شستن دنیا را سه طلاقه کردن و از همه قید و بند اسارت حیات آزاد شدن بدون بیم و امید علیه ستمگران جنگیدن پرچم حق را در صحنه خطر و مرگ برافراشتن به همه طاغوت ها نه گفتن با سرور و غرور به استقبال شهادت رفتن جایی که انسان دیگر مصلحتی ندارد تا حق را برای آن کتمان نماید . آنجا حق و عدل همچون خورشید میتابد و همه قدرت ها و حتی قداست ها فرو میریزند و هیچ کس جز خدا فقط خدا سلطنت نخواهد داشت .

خوش دارم از همه چیز و همه کس دل ببرم و جز خدا انیسی و همراهی نداشته باشم .

خوش دارم که زمین زیر اندازم و اسمان بلند رو اندازم باشد و از همه زندگی و تعلقات آن آزاد گردم .

خوش دارم مرا بسوزانند و خاکسترم را به باد بسپارند تا حتی قبری را از این زمین اشغال نکنم .

خوش دارم هیچ کس مرا نشناسد هیچ کس از غم ها و درد هایم آگاهی نداشته باشد  هیچ کس از راز و نیاز های شبانه ام نفهمد  هیچ کس اشک های سوزانم را در نیمه های شب نبیند هیچ کس به من محبت نکند هیچ کس به من توجه ننماید جز خدا کسی را نداشته باشم جز خدا به کسی پناه نبرم .

خوش دارم آزاد از همه قید و بند ها  در غروب آفتاب بر بلندی کوهی بنشینم و فرو رفتن خورشید را در دریای وجود مشاهده  کنم .)

قسمتی از مناجات نامه دکتر چمران

بيانيه كميته همبستگي با جهان اسلام دانشگاه‏های مشهد1 درباره مسايل كنوني منطقه

روح بيداري اسلامي كه سه دهه پيش بوسيله انفاس ملكوتي امام روح ا... در كالبد جامعه ايران دميده شد و شعله هاي خشم ملت قهرمان ايران كه كاخ استبداد و سرسپردگي را بر سر شاه خائن پهلوي ويران ساخت امروز تبديل به موج بيداري اسلامي گرديده كه روز به روز وسعت و شدت آن در منطقه افزايش مي‏يابد....
ادامه نوشته