مضامینی از دعای عرفه

1) ستایش حق تعالی

ستایش سزاوار خداوندی است كه كس نتواند از فرمان قضایش سرپیچد و مانعی نیست كه وی را از اعطای عطایا، باز دارد. و صنعت هیچ صنعتگری بپای صنعت او نرسد. بخشنده بی‏دریغ است. اوست كه بدایع خلقت را بسرشت و صنایع گوناگون وجود را با حكمت خویش استوار ساخت ...


2) تجدید عهد و میثاق با خدا

.

.

.


ادامه نوشته

فردوسی90

به نام  خداوند  جان  و خرد     كزين برتر انديشه بر نگذرد
خداوند نام و خداوند جاي     خداوند  روزي ده رهنماي
خداوند كيوان و گردان سپهر     فروزنده ماه و  ناهيد و مهر
ز نام و نشان و گمان برتر است     نگارنده  بر شده گوهر است
به  بينندگان  آفريننده   را     نبيني  مرنجان دو ببينده را
نبايد  بدو نيز  انديشه  راه     كه  او برتر از نام و از جايگاه
سخن هر جه زين گوهران بگذرد     نيابد  بدو  راه  جان و  خرد
خرد گر سخن برگزيند  همي     همان را گزيند  كه بيند همي
ستودن نداند كس او را چو هست     ميان بندگي را ببايدت  بست
خرد را و جان را همي سنجد او     در انديشه سخته كي گنجد او
بدين آلت و راي و جان و روان     ستوده  آفريننده را چون توان
بهستيش بايد كه خستو شوي     ز گفتار  بيكار  يكسو  شوي
توانا  بود  هر كه  دانا  بود     ز  دانش  دل  پير  دانا  بود
ازين پرده برتر سخن گاه نيست     به هستي مر انديشه را راه نيست

با سلام ترم جدید تحصیلی سال۱۳۹۰ به همه هم دانشگاهی های خودم تبریک می گم و امیدوارم دوستان در کنار برنامه ای که برای جهاد اقتصادی شون دارند برای بهتر شدن وبلاگ هم به همدیگه کمک کنن.

مجازات فتنه گران

بسم الله العزیز الجبار

 

روزی که برخی از بی‏بصیرتان از شبهه در انتخابات می‏گفتند ، یک نفر تنها ایستاده بود و در حالی که به تشریح «فتنه» می‏پراخت ، ندای «این عمار» سر می‏داد! روزی که برخی تازه از خواب بیدار شده بودند و از فتنه می‏گفتند ، او از «جرم» و «گناه» صحبت می‏کرد که متعاقب آن مسلما محاکمه و مجازات فتنه‏گران است. و امروز که همه از مجازات فتنه‏گران سخن می‏گویند ، ما می‏خواهیم با پیروی از همین روند ، از نوع و نحوه‏ی مجازات فتنه‏گران سخن بگوییم!

 

در ابتدا چند نکته و سپس بحث اصلی :

1) امروز می‏خواهیم از مجازات عوامل فتنه (و نه سران فتنه) سخن بگوییم. کسانی که امروز به آن‏ها سران فتنه می‏گویند ، نه سر ، که عامل اجرایی فتنه‏ای هستند و سرِ آن ، آن سوی مرزهاست. در واقع میر آدولف دیکتاتور و دوستش رقیب آرای باطله ، سران فتنه نیستند و ذاتا از خود اختیاری نشان نداده‏اند که لقب سر فتنه را به آن‏ها بدهیم!

2) در 22 بهمن ماه 88 میخ تابوت فتنه‏ی خیابانی را کوبیدیم و 22 بهمن ماه 89 محکم‏تر و استوارتر ، برگه‏ی محاکمه‏ی عوامل فتنه را امضا کردیم. 22 بهمن همیشه نقطه‏ی عطف بوده است.

3) این روزها ارتباط عجیب و وثیقی میان دانشگاه و شهادت برقرار شده است. درِ باغ شهادت همچنان باز است و ما دانشجویان نیز همواره به دنبال ورود به این باغ هستیم. شهید صانع ژاله که خونش آبیاری دوباره‏ی نهال انقلاب بود ، مؤید این ادعای ماست.

 

و اما بعد

در توضیح جرم این میکروب‏های سیاسی بسیار نوشته‏اند و در این مجال به آن نمی‏پردازیم. بلکه در پی آن هستیم تا با تکیه به چند آیه‏ی قرآنی ، نوع مجازات فتنه‏گران را بررسی کنیم.

در فتنه بودن این فتنه که شکی نیست و نشانه‏ی آن گرد و غبار موجود و لغزش‏های متعدد خواص بود. اگر این فتنه ، فتنه نبود که با گرد و غبار همراه نمی‏شد ، باعث سقوط خواص نمی‏شد ، تشخیص حق و باطل مشکل نمی‏شد ، باعث خلوص بیشتر و تشخیص دوست و دشمن نمی‏شد و ...

اما مجازات فتنه چیست؟ در فرهنگ قرآنی بسیار از فتنه گفته شده است. قرآن در مورد فتنه تعبیر عجیبی دارد «الْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ» و «الْفِتْنَةُ أَكْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ»! با این حساب مشخص است که مجازات قاتل چیست! ولی نکته اینجاست که فتنه نه هم سطح قتل ، که بزرگتر از قتل است! البته قرآن نحوه‏ی تعامل با فتنه را مشخص کرده است و هدف نیز مشخص شده است «وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لاَ تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلّه».

خداوند در مورد فتنه نه تنها «رَؤُوفٌ رَحِيمٌ» نیست بلکه «لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَاللّهُ عَزِيزٌ ذُو انتِقَامٍ» است!!!

 

در انتها از قوه‏ی قضاییه می‏خواهیم تا این میوه‏ی رسیده را بچیند و به رسالت خود عمل کند. و رسالت قوه‏ی قضاییه نه مصلحت که عمل به حق و حقیقت است. انشاالله به زودی فریاد برآوریم «قاضی انقلابی ، تشکر ، تشکر»

 

بیست و شش بهمن ماه 1389

25 بهمن

به ما چه مربوط است؟!!

رهبران جنبش سبز از ما خواسته‌اند در روز 25 بهمن به خیابان‌ها بیاییم و از مردم مصر و تونس حمایت کنیم. راستش کمی تعجب کردم. چون هیچ نسبتی بین ما و کشورهای عربی وجود ندارد، زیرا:

1- برای ما منافع ملی اصالت دارد و از روز اول که به اصلاحات آری گفتیم،‌برای همین بود که از شعارهای جهان وطنی اقتدار گرایان بیزار بودیم.

2- ما با رادیکالیسم اسلامی سر ستیز داریم، زیرا جنبش رادیکالیسم زاده‌ی تفکر اقتدارگرایان ایران است. پس چگونه در حالیکه با اقتدارگرایان سرهمراهی نداریم با مولود این گفتمان همراهی و هماوایی کنیم؟

3- مردم تونس به دنبال حجاب، نماز و در پی تقابل با مظاهر مدرنیسم هستند و می‌خواهند نمادهای پیشامدرن را احیاء کنند. درحالی‌که جنبش سبز بر نوسازی مبتنی بر مدرنیسم تکیه دارد، چگونه می توانیم از جنبش مردم ماقبل مدرن حمایت کنیم؟

4- نظرسنجی‌های معتبر نشان می‌دهد که اکثر مردم مصر مخالف سیاست‌های آمریکا و دشمن اسرائیل هستند. در حالی‌که ما بر پایه سیاست بین‌الملل‌گرایی، با این‌گونه رویکردها فاصله‌ای جدی داریم. حال می‌خواهیم در راهپیمایی 25 بهمن چه بگوییم آنگونه که من می‌فهمم آن‌چه که علت راهپیمایی اعلام شده با گفتمان جنبش سبز هماهنگی ندارد. مگر این‌که بگوییم با اتخاذ یک تاکتیک بدنبال فشار بر رژیم هستیم که فکر نمی‌کنم این تاکتیک مؤثر بیافتد.

5-  اصلا مگر در روز قدس سال 1388 قرار بر این نبود که کاری به کشور های دیگر و اسلامی نداشته باشیم و فقط به ایران فکر کنیم.

معتقدم باید شجاعانه به چیزهایی که باور داریم استوار بمانیم. این تاکتیک رهبران ما را به مرز رادیکالیسم و مؤلفه‌های پیشامدرن می‌غلتاند. چون حاملان و عاملان جنبش سبز از هویت‌های متکثرند، این تاکتیک بخش عمده‌ای از آن‌ها را وادار به مرزبندی با جنبش ما خواهد ساخت.

چرا تونس تونست ولی فتنه نتونست؟!!

اولین روز ولایت یگانه منجی عالم بشریت مبارک باد

عصر یک جمعه دلگیر، دلم گفت بگویم بنویسم که چرا عشق به انسان نرسیده است؟ چرا آب به گلدان نرسیده است؟ چرا لحظه باران نرسیده است؟ و هر کس که در این خشکی دوران به لبش جان نرسیده است، به ایمان نرسیده است و غم عشق به پایان نرسیده است. بگو حافظ دلخسته ز شیراز بیاید بنویسد که هنوزم که هنوز است چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیده است؟ چرا کلبه احزان به گلستان نرسیده است؟ دل عشق ترک خورد، گل زخم نمک خورد، زمین مرد، زمان بر سر دوشش غم و اندوه به انبوه فقط برد، فقط برد، زمین مرد، زمین مرد، خداوند گواه است، دلم چشم به راه است، و در حسرت یک پلک نگاه است، ولی حیف نصیبم فقط آه است و همین آه خدایا برسد کاش به جایی، برسد کاش صدایم به صدایی...

عصر این جمعه دلگیر وجود تو کنار دل هر بیدل آشفته شود حس، تو کجایی گل نرگس؟ به خدا آه نفس های غریب تو که آغشته به حزنی است ز جنس غم و ماتم، زده آتش به دل عالم و آدم مگر این روز و شب رنگ شفق یافته در سوگ کدامین غم عظمی به تنت رخت عزا کرده ای؟ ای عشق مجسم! که به جای نم شبنم بچکد خون جگر دم به دم از عمق نگاهت. نکند باز شده ماه محرم که چنین می زند آتش به دل فاطمه آهت به فدای نخ آن شال سیاهت به فدای رخت ای ماه! بیا صاحب این بیرق و این پرچم و این مجلس و این روضه و  این بزم تویی، آجرک الله! عزیز دو جهان یوسف در چاه، دلم سوخته از آه نفس های غریبت دل من بال کبوتر شده خاکستر پرپر شده، همراه نسیم سحری روی پر فطرس معراج نفس گشته هوایی و سپس رفته به اقلیم رهایی، به همان  صحن و سرایی که شما زائر آنی و خلاصه شود آیا که مرا نیز به همراه خودت زیر رکابت  ببری تا بشوم کرب و بلایی، به خدا در هوس دیدن شش گوشه دلم تاب ندارد، نگهم خواب ندارد، قلمم گوشه دفتر غزل ناب ندارد، شب من روزن مهتاب ندارد، همه گویند به انگشت اشاره مگر این عاشق بیچاره دلداده دلسوخته ارباب ندارد ... تو کجایی؟ تو کجایی شده ام باز هوایی، شده ام باز هوایی...

گریه کن، گریه و خون گریه کن آری که هر آن مرثیه را خلق شنیده است شما دیده ای آن را و اگر طاقتتان هست کنون من نفسی روضه ز مقتل بنویسم، و خودت نیز مدد کن که قلم در کف من همچو عصا در ید موسی بشود چون تپش موج مصیبات بلند است، به گستردگی ساحل نیل است، و این بحر طویل است و ببخشید که این مخمل خون بر تن تبدار حروف است که این روضه مکشوف لهوف است، عطش بر لب عطشان لغات است و صدای تپش سطر به سطرش همگی موج مزن آب فرات است، و ارباب همه سینه زنان کشتی آرام نجات است، ولی حیف که ارباب «قتبل العبرات» است، ولی حیف که ارباب «اسیر الکربات» است، ولی حیف هنوزم که هنوز است حسین ابن علی تشنه یار است و زنی محو تماشاست زبالای بلندی، الف قامت او دال و همه هستی او در کف گودال و سپس آه که «الشّمرُ ...» خدایا چه بگویم «که شکستند سبو را و بریدند ...» دلت تاب ندارد به خدا با خبرم می گذرم از تپش روضه که خود غرق عزایی، تو خودت کرب و بلایی، قسمت می دهم آقا به همین روضه که در مجلس ما نیز بیایی، تو کجایی ... تو کجایی ...

افول قدرت‏ها

امروز ملت‏هاى منطقه افول تدريجى قدرت‏ها را مى‌بينند. و در اين زمينه ، پيشرو ، ايران اسلامى است با پشتوانه و عقبه‌ى عظيم فرهنگى و امكاناتى كه در اين كشور هست ؛ آن هم ايران متكى به اسلام ، كه اسلام آميخته است با جان و روح و فكر اين ملت و اين مجموعه.

امام خامنه‏ای (مدظله العالی) (19 بهمن 1389)

جزوات فراماسونری و اسرار دلار

متن جزوات فراماسونری در ادامه‏ی مطلب

دانلود فایل WORD دو سه خط پایین‏تر

 

اسرار دلار

فراماسونری (جزوه‏ی اول)

فراماسونری (جزوه‏ی دوم)

ادامه نوشته

اهم بیانات امام خامنه‏ای مدظله العالی در نماز جمعه‏ی 15 بهمن 1389

اهم بیانات رهبر معظم انقلاب ، امام خامنه‏ای مدظله العالی

در نماز جمعه‏ی 15 بهمن 1389

 

خطبه‏ی اول :

»»» حوادث امروز شمال آفریقا برای ملت ایران معنی خاصی دارد. این همان چیزی است که همیشه به عنوان حدوث بیداری اسلامی به مناسبت پیروزی انقلاب اسلامی گفته می‌شود.

»»» آخرین نمایش‌نامه‏ی دشمن برای استحاله‏ی انقلاب اسلامی ، فتنه‏ی سال 88 بود.

»»» امروز در میان کشورهای دنیا هیچ کشوری وجود ندارد که بتواند ادعا کند که خواست او اندک تاثیری در اراده مسئولین کشور داشته باشد.

»»» این که می‌بینید ملت‏های دنیا نسبت به ملت بزرگ ایران احساس احترام می‌کند بخش عمده‌ای از آن مربوط به استقلال سیاسی است.

»»» تا 22 بهمن ماه از واردات بنزین بی‏نیاز می‏شویم.

»»» یک انقلاب اگر بخواهد تاثیرگذار باشد و الگوی دیگران باشد باید خصوصیات مهم ثبات و ایستادگی را داشته باشد. انقلاب ما توانسته است الگوساز و الهام بخش باشد.

»»» قانون اساسی جمهوری اسلامی ، یک حکومت امروزی و کاملا دینی را برای مسلمانان جهان نشان می‌دهد.

»»» حکومت ما اسلامی است ، به این افتخار می‏کنیم و ثابت می‏کنیم راه نجات بشر همین است.

»»» حرکت به سمت عدالت اجتماعی متوقف نشده و از سال‏ها و دوره‏های گذشته نیز بیشتر است. سفرهای مسئولین در جهت تحقیق این امر است.

 

خطبه‏ی دوم :

»»» اتفاقات کشورهای مصر و تونس ، یک زلزله‏ی واقعی است.

»»» در تحلیل‏های جهانی سعی می‏کنند عامل اصلی قیام مردم مصر نادیده گرفته شود. عامل اصلی این حرکت عظیم مردم مصر و تونس احساس تحقیری است که مردم از وضعیت سرانشان دارند.

»»» مصر اولین کشور اسلامی است که با فرهنگ غربی آشنا شد و اولین کشوری بود که در مقابل غرب ایستاد و رهبر کشورهای عرب شد.

»»» اگر ملت مصر به کمک و توفیق الهی ، بتوانند قیام خود را پیش ببرند ، شکست غیرقابل جبرانی برای آمریکا خواهد بود.

»»» آمریکا امروز در مواجهه با ملت مصر دستپاچه شده و به دروغ ، دم از حمایت از ملت مصر می‌زنند.

»»» نوکری کسی مثل حسنی مبارک برای آمریکا ، نتوانست مصر را حتی یک قدم به سمت شکوفایی پیش ببرد.

»»» اگر حسنی مبارک به صهیونیست‌ها کمک نمی‏کرد نمی‏توانستند غزه را محاصره کنند.

 

خطبه‏ی عربی :

»»» صحنه‏ی دنیای اسلام ، امروز مقدمات حادثه‏ای عظیم و سرنوشت‏سازی را شاهد است. حادثه‏ای که می‏تواند عزت و شرف ملت‏های عرب و اسلامی را به آنها برگرداند.

»»» امروز نفس در سینه‏ی دنیای غرب و دنیای اسلام هر یک به دلیلی حبس شده که ببینند مصر بزرگ ، مصر نوابغ قرن اخیر ، اکنون چه خواهد کرد و پرچم همت خود را تا کجا بلند خواهد داشت. اگر این پرچم معاذالله سقوط کند دوران تیره و تاری به دنبال خواهد داشت و اگر به قله برسد و نصب شود سر بر آسمان خواهد کشید.

»»» شکی نیست که قیام ملت‏ها بسته به اقتضائات هر کشوری دارای مختصات منحصر به فرد است و نمی‏توان چیزی را که در انقلاب اسلامی ایران واقع شد ، عینا در دیگر کشور اسلامی انتظار داشت.

در حیرتم چگونه قد نیزه تا نشد؟!

بالا نرفت آنکه به پای تو پا نشد / آقا نشد هر آنکه برایت گدا نشد

مقصود از تکلم طور ، از تو گفتن است / موسی نشد هر آنکه کلیم شما نشد

روز ازل برای گلوی تو هیچ کس / غیر از خدای عز و جل خون‏بها نشد

در خلقتش زمین و مکان‏های محترم / بسیار آفرید ، ولی کربلا نشد

گرچه هزار سال برای تو گریه کرده‏اند / یک گوشه از حقوق لب تو ادا نشد

ما گندم رسیده‏ی شهر ری توایم / شکر خدا که نان تو از من جدا نشد

یک گوشه می‏رویم و فقط گریه می‏کنیم / حالا که کربلای تو روزی ما نشد

داغ تو اعظم است تحمل نمی‏شود / در حیرتم چگونه قد نیزه تا نشد!

شهید گمنام

شبای جمعه که میشه
دلا بهونه میگیره
هر کی میاد سر یه قبر
ازش نشونه میگیره
یکی سر قبر پدر
یکی کنار مادرش

یکی کنار خواهر و
یکی پیش برادرش
اما یه مادرغمگین و آرام
میاد کنار یک «شهید گمنام»
یه جعبه خرما برای
فاتحه خونی میاره
آروم میاد میشینه و
سر روی سنگش میذاره
میگه تو جای بَچمی
گوش بده به حرفای من
از بس که اینجا اومدم
درد اومده پاهای من
آخر نگفتی کسی رو داری
یاکه مث من بی کس و کاری
مگه تو مادر نداری
برای تو گریه کنه
غروب پنجشنبه بیاد
به قبرتو تکیه کنه
غصه نخور من مادرت
منم همیشه یاورت
نمیذارم تنها بشی
مدام میام بالا سرت
از تو چه پنهون
یه بچه دارم
چند ساله از اون
خبر ندارم
آخ که دلم برات بگه
از پسرم یه خاطره
موقع جبهه رفتنش
ساعتی که میخواست بره
از اون لباس خاکی و
از اون پیام آخرش
هرقدمی میرفت جلو
نگا میکرد پشت سرش
دیگه نیومد
رفت ناپدید شد
چشام به درب
خونه سفید شد...
دیگه از اون روز تا حالا
منتظر زنگ درم
بس که دلم شور میزنه
نصفه شب از خواب میپرم
کاشکی بود و نگاه میکرد
یزید سرش رفت بالا دار
سزای اعمالشو دید
لکه ننگ روزگار
من مطمئنم ، الان اگر بود
سرگرم شادی ، از این خبر بود
او شبی که نشون میداد
صدام چشاشو بسته بود
یادم اومد لحظه‏ای که
دل ما رو شکسته بود
روزایی که نمک میریخت
رو داغ قلب پدرا
داغ برادر میگذاشت
رو سینه برادرا
الحمدلله
دعام اثر کرد
سوی جهنم
عزم سفرکرد

***

بسه دیگه خسته شدی
دوباره خیلی حرف زدم
با اینکه قول داده بودم
اما بازم گریه شدم
با صد امید و آرزو
مادر «مفقود الاثر»
بلند شد از کنار قبر
شاید براش بیاد خبر
چند ساله مادر ...
کارش همینه ...
خبر نداره ...
««بچه اش همینه!!!»»

خلاصه‏ی خطبه‏ی غدیر

بخش اول (حمد و ثنای الهی)

بخش دوم (فرمان الهی)

بخش سوم (اعلام رسمی ولایت)

بخش چهارم (معرفی علی بن ابیطالب و بلند کردن دست ایشان)

بخش پنجم (تاکید بر توجه امت به مساله‏ی امامت)

بخش ششم (اشاره به کارشکنی‏های منافقین)

بخش هفتم (پیروان اهل بیت و دشمنان ایشان)

بخش هشتم (حضرت مهدي عجل الله تعالی فرجه الشریف)

بخش نهم (مطرح کردن بیعت)

بخش دهم (حلال و حرام ، واجبات و محرمات)

بخش یازدهم (بیعت گرفتن رسمی)

ادامه نوشته